خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





حس . خاطره. عکس.

    حس . خاطره. عکس.
    می گردی، می گردی میپایی. عکس سالها قبل. سالهای سخت. اردوهای ثمر داده و ۱۸ نفر نماینده جامعه ی بزرگ بودن. کاری بزرگ و حتما بسیار دشوار.
    یه عکس. سالها دور. سالهای انتظار. کسی نمی داند از این ۱۸ نفرکی بر می گرده؟ فضای سنگین. مادر ساده و روان نذر و نیاز.
    راستی ما چی؟ میدونیم کجا می ریم؟ یاد فیلم نمایش داده شده صعود ۱۹۹۶ امریکایی ها می افتم و تعداد زیاد کشته بین قله تا کمپ چهار. ما در این حد هستیم؟ برمی گردیم؟ مربیان نگرانند! عزیز خلج مربی ارزنده، زحمات زیاد کشیده. می خنده. میخنده اما پشت خنده اش بغض خوابیده. خوب میدونه کجا میریم... خودش جزو اولین تیم های اعزامی بوده. همه چی سنگین و درد آوره. کنترل احساسات سخته. عباس داداش رو دعوا می کنه که تو باعث شدی حسن بره. هیچ کس از شکاف ها در امان نیست حتی تصویر بردار.
    یاد قنادی که کیک تولد فراز را سفارش دادم می افتم. خدا، خدا می کردم، قیمت کیک گران نشه و من پول داشته باشم؟ اصلا این چه کاری بود. وقتی رفتم تحویل بگیرم رو کاغذ بیانه نوشته شده بود حساب شده تذکر دادم من فقط پیش پرداخت دادم. رفت پشت پیشخوان. پیر مردی مهربان حاضر شد. چشاش پاک بود و زلال. ؛؛ کیک مال شماست؟؛؛ گفتم بله ؛؛ خدا بهمراتون پسرم تولد پسرته؛؛ بله آقا ؛؛یاد بسیجیا افتادم که رو مین می رفتند. می گن خیلی سخته خدا به همراتون، کیکت هدیه منه به پسرت؛؛ هاج و واج بیرون اومدم حتی یادم رفت ببوسمش آخه این روزای آخر گیج و منگیم.
    فرودگاه مهرآباد تهران. پرواز بسوی آسمان ها اورست بام جهان. بوی اسفند. زیر قرآن. ....
    امروز بعد از ۱۷ سال عکس فراز. کیک تولد و هزاران راز.... چه کسی درک می کند ما کجای زمین هستیم. سفرها مرا به کجا میبرد؟؟


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : دادم ,تولد ,
    حس . خاطره. عکس.

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده